عضو هیئت مدیره هلدینگ خلیج فارس از عدم بازگشت 4.7میلیارد دلار درآمد فروش نفت به کشور در سال گذشته خبر داد
«هیهات منا الچای دبش»؛ کلماتی طراحی شده در اتاق فکر عملیات روانی پزشکیان که فریاد شدند و از دهان عنصر دولت روحانی، که رایجمعکن اصلی نامزد اصلاحطلب بود، خارج شدند. فسادی که ریشه در ریلگذاری محفلپسند دولت روحانی در تخصیص بینظارت ارز داشت؛ ارزهای جهانگیری و نیمایی که از 97 آغاز شد و تبعاتش حتی تا 1401 گریبان ملت و دولت بعد را گرفت و تنها در فقره چای دبش و با دیر متوجه شدن دولت سیزدهم، حدود 2.5میلیارد دلار تعهد ارزی ایفا نشد؛ ظریف همچنین گفت: «اگر همه اختلاسگران از ابتدای تاریخ تا کنون را بیاورید به اندازه چای دبش نمیشود». اما اخیرا قربانزاده، عضو هیئت مدیره هلدینگ خلیج فارس، از عدم وصول حدود 4.7 میلیارد دلار درآمد فروش نفت طی یک سال خبر داد که نزدیک به دوبرابر فساد چای دبش است. همزمان پزشکیان که در مناظره به چای دبش کنایه میزد و از لزوم فسادستیزی میگفت، حالا در واکنش به تورمهای بعضا سه رقمی، جنگ را بهانه کرده و میگوید: «زدند و نداریم»؛ اما با این فساد نفتی به نظر میرسد داریم اما به جیب محافل نشت پیدا میکند.
قربانزاده گفت: «در دوره حدودا یک ساله، از مجموع نزدیک به ۳۰ تا ۳۲ میلیارد دلار فروش نفت، حدود ۴.۷ میلیارد دلار مطالبات وصولنشده باقی مانده». او این رقم را «تخلف» خواند و خواستار «محاکمه صحرایی» پاکنژاد، وزیر سابق نفت، شد. او ادامه داد که: «از سال 97 تا شهریور ۱۴۰۳، از حدود ۲۲۰ میلیارد دلار فروش نفت، فقط حدود ۴۸۰ میلیون دلار وصول نشده بود؛ اما در یک سال اخیر، این رقم به ۴.۷ میلیارد دلار رسیده». نکته قابل تامل صحبتهایش آنجا بود که گفت: «حدود ۳.۷ میلیارد دلار از این مطالبات مربوط به «یک شخص» (تراستی/واسطه فروش نفت) است که قبلاً ۷۸۰ میلیون دلار بدهکار بوده اما همچنان محمولههای نفتی دریافت کرده است».
محفلهای قدرت و ثروت با همین رانتهای حاصل از عدم اشراف و ناکارآمدی دولتها شکل میگیرند. چندی پیش هم سخنگوی قوه قضائیه از حدود ۱۰ تا ۱۱میلیارد یورو بدهی ارزی تراستیها گفت که ۶۸ پرونده در دادسرای تهران تشکیل شده، برای ۴۹ نفر قرار جلب دادرسی صادر شده، ۲۲ نفر بازداشت شدهاند و برای ۱۹ نفر دستور جلب صادر شده. حالا تورم نقطه به نقطه شهریور ماه مطابق اعلام مرکز آمار به 89.8% رسیده و تورم سالانه 73.6% شده؛ اوضاع تورم نقطه به نقطه خوراکیها وخیمتر است و به 121.7% رسیده؛ ارقامی که ماههاست تکرار میشوند؛ پزشکیان در نشستها و سخنرانیهای مختلف، در واکنش به این آمار، جنگ و نداشتن منابع را بهانه میکند. نفت در کنار مالیات، تقریبا تمام درآمد بودجه کشور را شکل میدهند؛ اما اخبار عدم بازگشت درآمدهای فروش نفت، درست مقابل ادعای پزشکیان قرار میگیرند. نفت میفروشیم اما دولت به علت عدم اشراف و بیکفایتی، توانایی حفاظت از منابع ملت را نداشته و تراستیها پول فروش نفت را باز نمیگردانند.
در حالی که گزارشات مختلف و اظهارات مسئولین نشانگر آن هستند که فروش نفت در 6ماهه نخست امسال بالاتر از پیشبینیهای بودجه بوده که افزایش قیمت جهانی و فروش ذخایر روی آب به آن قیمت در این رخداد اثرگذار بودهاند. منابع کشور اینگونه به تاراج محفلها میروند. محافلی که در جریان انتخاباتها از کسانی با قدرت و ثروت خود حمایت میکنند که میدانند اشراف لازم را بر مسائل ندارد و با قدرت گرفتنش، سفرههای سیاه آنان جان میگیرند؛ درست مانند دولتهای روحانی که با یک تصمیم خلقالساعه و اختصاص بینظارت ارزهای ترجیحی از فروردین 97، میلیاردها دلار منابع کشوری که در سایه فشارهای تحریمی نفت میفروشد، به جیب محفلها برود؛ از جمله تخصیص ارز به گروه کشت و صنعت دبش که از سال 98 آغاز شد و تا سال 1401 حدود 3.3 میلیارد دلار ارز ترجیحی و نیمایی گرفت و حدود 2.5 میلیارد دلار آن بازنگشت.
این فساد که البته بخش عمده تخصیصش در دولت سیزدهم رخ داد، در سال 1401 با گزارش بازرسی ویژه رئیسجمهور و وزارت اطلاعات در دولت شهید رئیسی، افشا شد و سپس دستگاه قضا به آن ورود کرد. ظریف که با توسل به موضوع این فساد برای کاندیدای محفلپسند رای جمع میکرد، باید حالا آن لیست حاصلجمع اختلاسها از ابتدای تاریخ تا کنون را بهروزرسانی کند. پایهریزی فسادهای ارزی در دولتی که او وزیرش بود، یکی از اقدامات محفلپسند آن دوران بود. برجام که پروژه اصلی او و دولتهای روحانی بود نیز مطابق میل محافل بود؛ زیرا این ناکارآمدیهای
دولت و نشتیهای بیتالمال پشت آن پنهان میماندند تا محافل به مکیدن خون مردم با آسودگی ادامه دهند. برجام نیز همچون تصمیمات ارزی دولت روحانی، تا مهرماه سال گذشته و سه دولت بعدتر، گریبان ملت را گرفت و تمامی قطعنامههای تحریمی با فعال شدن سازوکار ماشه بازگشتند. و تمام هزینههایی که پرداختیم و عمری که تلف شد، ما به ازایی جز خسارت نداشت.
البته ظریف پس از رای آوردن نامزد مورد نظرش، با ریاست «شورای راهبری انتخاب اعضای کابینه دولت چهاردهم» و همراهی صددرصدی مجلس وفاقی، دولت را هم چید؛ لذا قابل پیشبینی بود مسیر محفلپسند مذاکرات خسارتبار ادامه یابند؛ سه مرتبه مذاکره و تفاهم که هر بار جنگ آوردند؛ اما اگر برای مردم آوردهای نداشتهاند، برای محافل بسیار سودمند واقع شدهاند؛ زیرا حالا پزشکیان علت گرانیها و رنج مردم را یک پله بالاتر از بهانه واهی قبلی (تحریم و فشار آمریکا و لزوم مذاکره و حل مسائل)، جنگ معرفی میکند؛ در حالی که حتی پیش از جنگ 12روزه نیز دلار از زیر 60 هزارتومان به بالای 100 هزار تومان رسیده بود.
4.7 میلیارد دلار درآمد نفتی به جیب محافل میرود؛ اما مقابل آن تفاهمی چون دیوار دفاعی بالا میآید که قالیباف رئیس هیئت مذاکرهکننده در 9تیر پیرامونش گفت: «بر اساس این تفاهمنامه، قرار است 12 میلیارد دلار از منابع بلوکه شده در اختیار بانک مرکزی قرار بگیرد». اما نهتنها مانند سایر بندهای تفاهم عملی نشد بلکه جنگ نیز برگشت؛ رئیس مجلس مشغول مذاکره بود و همزمان مجلس بسته بود و دولت بیخیال نشتیهای بیتالمال.





دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید