یادداشت از فاطمه صوفی نالکیاشری – مشهد مقدس
تاریخ بشر، بر خلاف روایت سطحی مورخان مادیگرا، مجموعهای از وقایع تصادفی و تقویمی نیست بلکه تجلی پیوسته یک سنت ازلی است: تقابل میان حق مستقر و باطل متجاوز.
در این تقابل عظیم، گاهی رخدادهایی به وقوع میپیوندد که همچون گسلی عمیق، لایههای زیرین تاریخ را شکافته و مرزهای میان حق و باطل را تا ابد شفاف میسازند. واقعه شهادت صدیقه کبری، حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها، نه یک حادثه گذرا در گذر زمان، بلکه نقطه عطف بنیادینی است که در آن، مرز میان قدرت عریان باطل و جلال مقتدر حق برای همیشه ترسیم شد. این واقعه، نه تنها یک مصیبت عاطفی در صدر اسلام، بلکه پروژهای استراتژیک برای درهمشکستن هسته مرکزی عدالت؛ پروژهای که نمونه اولیه تمام توطئههای استکباری در طول تاریخ بشریت به شمار میرود.
وقتی از پهلوی شکسته سخن میگوییم، از یک آسیب فردی یا جراحتی جسمانی فراتر میرویم. در ادبیات تحلیل سیاسی و تمدنی، بیتالزهرا سلامالله علیها در آن مقطع حساس، تنها یک منزلگاه مسکونی نبود بلکه مرکز ثقل مشروعیت و هدایت الهی بود.
جریان انحرافی و قدرتطلبی که پس از رحلت پیامبر صلیالله علیه وآله زمام امور را به دست گرفت، بهخوبی میدانست تا زمانی که این مرکزیت اصیل پابرجا باشد هیچگونه هژمونی دروغینی نمیتواند دوام بیاورد. ازاینروست که هجوم به حریم وحی و شکستن پهلوی بانوی دو عالم، در حقیقت یک تخریب ساختاری بود، تلاشی برای از کار انداختن تپش قلب حقیقت. تاریخ نشان میدهد استکبار در هر عصر و زمانی، همواره با روشی واحد عمل کرده است: (حمله مستقیم به هسته اصلی) یعنی: پیش از تسلیم کردن جوامع، باید مرکز ثقل ارزشها، اصالتها و هویت آنها را درهم شکست.
واکنش حضرت زهرا سلامالله علیها پس از آن سانحه، اوج کنشگری سیاسی و خردمندانه بود. دشمنان گمان میکردند با اعمال فشار و رعب، میتوانند صدای حق را خاموش کنند و روایت مجعول خود را بر جامعه تحمیل نمایند. اما حضور شجاعانه آن حضرت در مسجد و ایراد خطبه فدکیه، بزرگترین عملیات تبیینی و مدیریت بحران روایت در تاریخ اسلام بود.
ایشان در این خطبه، تنها از یک حق مالی (فدک) دفاع نکردند بلکه بنیاد مشروعیت نظام سیاسی حاکم را به چالش کشیدند و نقاب از چهره تحریفگران دین برداشتند. فاطمی بودن یعنی همین: تبدیل کردن مظلومیت به سند رسوایی ظالم، و تبدیل کردن رنج به بیانیهای برای بیداری. در عصر حاضر نیز، هنر جریان مقاومت باید دقیقاً همین باشد یعنی استفاده از ابزار تبیین برای خنثیسازی جنگ شناختی و روایتهای دروغینی که استکبار جهانی برای تطهیر چهره خود و تخریب جبهه حق میسازد.
اگر به مناسبات جهان امروز بنگریم، درخواهیم یافت که دشمنان امروز بشریت _از امپریالیسم غرب تا صهیونیسم بینالملل_ دقیقاً همان ایدئولوژی مدینه پس از پیامبر را دنبال میکنند. استکبار مدرن با تمام ابزارهای خود، از شبکههای هژمونیک رسانهای گرفته تا تحریمهای اقتصادی، جنگهای نیابتی و تهاجمهای فرهنگی، در پی تکرار همان سناریو است: شکستن مقاومت درونی ملتها و از بین بردن روح ایستادگی.
تلاش برای تهی کردن جوامع از اصالت دینی و انقلابی، ترویج فرهنگ وادادگی و تلاش برای ایجاد تردید در دل نسل جوان، نسخه بهروزرسانیشده همان ضرباتی است که به حریم فاطمی وارد شد. آنها میدانند تا زمانی که فرهنگ مقاومت و شهادت در رگهای امت اسلامی جاری است، نقشههای شوم آنها برای تسلط بر شاهرگهای حیاتی جهان (از تنگههای استراتژیک تا اراده ملتها) با شکست مواجه خواهد شد.
تاریخ به نقطه حساسی رسیده است. تقابل میان مستکبران عالم و مستضعفان بیدار شده، به اوج خود رسیده است. در این میان نام مبارک فاطمه زهرا سلامالله علیها تنها یک شعار عاطفی نیست، بلکه نقشه راه مبارزه است.
فاطمی بودن یعنی نترسیدن از هیاهوی باطل، یعنی شناخت دقیق دشمن در زیر نقابهای فریبنده، یعنی تبدیل کردن هر تریبون و قلم به شمشیری در دفاع از حقیقت. اگر امروز در روزنامه عصر ایرانیان از استکبار مینویسیم و از ایستادگی سخن میگوییم، ادامهدهنده همان خطی هستیم که از کوچههای مدینه آغاز شد و امروز به مرزهای اقتدار مقاومت در سراسر جهان رسیده است.
پهلوی شکسته، سند مظلومیت نبود، سند رسوایی ابدی استکبار بود و تا زمانی که این حقیقت زنده است پیروزی نهایی از آن کسانی است که بر صراط مستقیم حق ایستادهاند.





دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید