ماجرای مهجوریت و مظلومیت اسلام در ملتهای مسلمان، ماجرای دور و درازی دارد و معطوف به امروز نیست. تصویر منحصر به فرد دوران رنسانس اسلامی در میان این جوامع، این گونه است که هم شاهد ملتهایی هستیم که گلیم خود را از آب بیرون کشیدهاند و هم ملتهایی را داریم که هنوز به نقطه جوش لازم برای دریافتن اسلام رحمانی خود نرسیدهاند اما با قرار گرفتن در نقطه کنونی، یعنی نقطههای قبل از جوشش عظیم خود، حقد و هراس دولتهای اسلامهراس و دستنشانده را برانگیختهاند.
ما در جهان امروز یا به نوعی در زیستبوم منطقهای خود، نمونهای از یک نظام سیاسی مردمپایه و مسلمان را داریم که با افتخار از جمهوریت مسلمان و مبارزه خود برای استقلال و پیشرفت کشورش حرفها دارد و با همه مخاطرات موجود، دل به دریا زده و به پیش رفته است و در این به پیش رفتنهای خود، امانتدار خوبی برای موقعیت استراتژیک ملیاش در تمام ادوار گذشته بوده است و به نوعی با صبر و ارادهاش آتش به لانه عقبماندگیهای گذشته انداخته است و افقهای تعالیبخش تمدنیاش را امیدوارانه دنبال میکند.
و در زیستبوم همین منطقه، نظامات و جوامع مسلمان دیگری را هم داریم که اغلب آنها شکلگیری مردمپایهای نداشتهاند و با کودتا، جنگ داخلی، کمکها و دخالت استعمار، به نقطهای بند شدهاند.
امروزه باز هم مهجوریت و مظلومیت اسلام در بسیاری از نظامات مسلمان و غیر مسلمان جهان دیده میشود و وقایع داخلی آنها خبر از هزاران مشکل و مسئله در لایه حکمرانی و مردمی آنها میدهد.
وضعیت مظلومیت و مهجوریت اسلام این گونه است که استکبار جهانی و استعمارگران بیحیای منطقه، برای مسلمانان منطقه، دانشگاههای آمریکایی از بیروت تا شارجه، از کابل تا بغداد، از ابوظبی تا قاهره، از ایروان تا کویت میسازند و بعد به کمک عمّال ضداسلامی خود به جوانان آزاده فلسطینی و لبنانی و پاکستانی و عراقی و افغانستانی که ایران را برای تحصیل انتخاب کردهاند، میتازند و عدهای از هموطنان فریبخورده را برای ستیز با این دانشجویان مسلمان به خط میکنند.
این گونه که، نان سودهای همکاری با رژیم اسرائیل را بر سر سفره مسلمانان ترکیه، عربستان، امارات و قطر و بحرین و مصر و آذربایجان میبرند و بسیاری از مسلمانان این کشورها واقعاً نمیدانند که برای حریم هوایی و زمینیشان چگونه تصمیم گرفته میشود.
این گونه که دختران مسلمان افغان، هم در کشور خود محدودیتهای تحصیلی دارند و هم وقتی به کشور ما میآیند، دختران و پسران معصومی از آنها با موج اتباعهراسی و سنگاندازی عدهای، با حسرت به نهاد مدرسه چشم میدوزند و امکان علمآموزی از آنها سلب میشود.
این گونه که مسلمانان آذربایجان براساس آمار، بیش از نود درصد جمعیت آن کشور را تشکیل میدهند اما نظام مستبد و ناخلف این کشور، اوامر ضداسلامی دشمنان مردم و سرنوشت منطقه را بر ضد مردم خود اعمال میکند.
این گونه که کشوری مثل ما میتواند درهای آموزش و تحصیل را برای دختران مظلوم و مسلمان آذربایجان باز کند و خالصانه رأفت مسلمانی در پیش بگیرد، اما همزمان در فضای آموزشی خود هزاران ناهنجاری و مسئلههای فرهنگی و اجتماعی داشته باشد و وضعیت بعضی از موضعگیریها و تسهیلگریهای رسمی، فقط در حد یک کلام رسانهای باقی بماند.
این گونه که درخواست معاون رئیسجمهور را از مسئولانی همچون رئیس دانشگاه آزاد اسلامی ببینیم که خواهان تسهیلگری تحصیلی برای دختران محجبه و مسلمان آذربایجانی باشد اما برای محو ناهنجاریهای فرهنگی و کشف حجابی که در بستر بعضی از دانشگاههای کشور از جمله این دانشگاهها وجود دارد، درخواست یا ضربالاجلی وجود نداشته باشد و با این واقعیت، چگونه میتوانیم میزبان خواهران مسلمانمان باشیم؟
به راستی که صدای همّت هنوز هم در هزارتوی عصرها پیچیده، مثل همیشه باید باز هم به پاخیزیم و اسلام خود را دریابیم.





دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید