جنگ تحمیلی سوم با یک اقدام بیسابقه آغاز شد، ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی. این سبک ترور از ویژگیهای رژیم صهیونیستی است که رژیم ایالات متحده آمریکا نیز آن را پذیرفته است. سابقه رژیم صهیونیستی در ترور فرماندهان و رهبران گروههای مقاومت زیاد است اما این اولین بار بود که بالاترین مقام سیاسی یک کشور در جنگ نظامی ترور میشود. چند هفته قبلش در ۱۳ دی ۱۴۰۴ رژیم آمریکا رئیس جمهور قانونی ونزوئلا مادارو را در یک عملیات نظامی چند ساعته دزدید. این نوع اقدام نظامی را «سرزدن» (Decapitation) مینامند.
محاسبات دشمن این بود که با ترور رهبر انقلاب، نظام سیاسی دچار بههمریختگی شده و خیلی زود در عرض چند روز، فروپاشی سیاسی رقم خواهد خورد. آمریکا و رژیم صهیونیستی روی دو عامل عملیاتی برای این نوع عملیات تکیه کردند. یکی تجهیزات نظامی پیشرفته که میتواند به آنها دسترسی به نقاط مختلف ایران را میسر کند و دیگری اشراف اطلاعاتی که موفقیت عملیات ترور را تضمین میکند.
درمقابل برای ما مساله مهم این است که نباید ترور رهبر انقلاب به گزینه راحت روی میز دشمنان تبدیل شود و آنها هروقت بخواهند آن را عملیاتی کنند. رهبری در نظام سیاسی ایران در راس هرم سیاسی است و امنیت و ثبات کشور به این جایگاه وابسته است. دشمن نیز به همین دلیل ترور ایشان را هدف جنگی خود قرار داده است. ترامپ و نتانیاهو از ابتدای جنگ چندینبار بر ترور رهبر جدید انقلاب تاکید کردند و برای همه روشن است که اگر دستشان برسد و از نظر اطلاعاتی و عملیاتی بتوانند ایشان را ترور کنند، لحظهای درنگ نخواهند کرد. لذا این موضوع اهمیت بیشتر مییابد.
اینکه جامعه ایران با قدرت و به نوعی با یک معجزه ضایعه شهادت رهبر انقلاب را تحمل کرد و توانست از سوگ حماسه بیافریند، نباید ما را از موضوع مهم فوق الذکر غافل کند. برای این کار باید مجموعه تدابیری اتخاذ شود.
یک مجموعه از تدابیر به داخل برمیگردد. تدابیری که ذیل مفهوم «حفاظت» معنا پیدا میکند. در کنار آن افزایش قدرت پدافندی نیز مهم است. دسترسی نظامی به داخل کشور باید سخت و با مخاطره بالا باشد. بخش دیگری از تدابیر به خارج برمیگردد و میتوان آن را ذیل مفهوم «موازنه وحشت» (Balance of terror) دانست که تولید «بازدارندگی» میکند. به این معنا که باید هزینه ترور رهبر انقلاب را برای دشمن آنقدر بالا برد که حتی به این گزینه فکر کند.
مثلا این را شنیدهاید که کره شمالی در چند هفته گذشته با درس گرفتن از جنگ آمریکا علیه ایران، اصلاحی در قانون اساسی خود انجام داد مبنی بر اینکه در صورت هدف قرار گرفتن رهبر کره شمالی حمله اتمی به صورت خودکار به دشمن صورت گیرد. همچنین وقتی گمانهزنی درباره ترور پوتین از سوی سرویسهای غربی مطرح شد، مقامات روس آن را کاری بسیار خطرناک و سبب شروع جنگ هستهای دانستند.
لذا ایران نیز باید یک معادله مشخص و از نگاه دشمن معتبر بسازد و با آن «موازنه وحشت» شکل دهد تا در برابر تهدید به ترور دشمن «بازدارندگی» حاصل شود. برای ایجاد چنین وضعیتی رهبر انقلاب بر مفهوم «انتقام» تاکید کردهاند.ایشان تاکنون دو مرتبه در پیامهایشان به انتقام اشاره کردند.
انتقام علاوه بر اینکه دل را تسلی میدهد، اقدام مهمی برای ایجاد موازنه وحشت است. دو مرتبه تاکید رهبر انقلاب بر«انتقام» نشان میدهد این سیاست رسمی جمهوری اسلامی ایران است. یعنی انتقام یک سیاست بالادستی است و تمامی دستگاههای کشور نیز باید تابع آن باشند، از دستگاههای نظامی و امنیتی تا دستگاه دیپلماسی.
رهبر انقلاب در نخستین پیامشان فرمودند: « ثانیا این اطمینان را به همگان میدهم که ما از انتقام خون شهداء شما صرف نظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم فقط مربوط به شهادت رهبر عظیمالشان انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملت که توسط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلی برای پرونده انتقام است. البته مقدار محدودی از این انتقام تا بحال صورت عینی پیدا کرده است ولی تا حد کامل آن حاصل نشود همچنان این پرونده در روی بقیه پروندهها خواهد بود و بخصوص نسبت به خون اطفال و کودکانمان حساسیت بیشتری خواهیم داشت. لذا جنایتی که دشمن بطور عامدانه در مورد مدرسه شجره طیبه میناب و بعضی موارد مشابه مرتکب شده، شان خاصی در این رسیدگی دارد.»
ایشان در پیام اربعین شهدای جنگ تحمیلی سوم نیز فرمودند: «[ملت] عزم قاطع بر انتقام خون پاک ایشان و همه شهدای جنگ تحمیلی دوم و سوم را در روح و قلب خود زنده نگهمیدارد و پیوسته مترصّد تحقق آن خواهد بود.»
به طور خاص انتقام خون امام شهیدمان با ریخته شدن خون سران سیاسی آمریکا و رژیم صهیونیستی و کشورهایی که در جنگ علیه ایران مشارکت داشتهاند، حاصل خواهد شد. طبیعی است که به دلیل تفاوت در پیچیدگی عملیاتی همه این اهداف در یک زمان محقق نخواهد شد. میزان حفاظت از ترامپ و نتانیاهو بالاست و طراحی عملیاتی ویژهتری را میطلبد.
اما سران کشورهایی مانند امارات و بحرین که در جنگ اخیر مشارکت فعال علیه ایران داشتند و حتی خبرهایی از تحرکات گستاخانه آنها به گوش میرسد، از نظر عملیاتی پیچیدگی کمتری دارند و میتواند در بازه زمانی کوتاهتر به نتیجه رسد.
رئیس امارات محمد بنزاید آل نهیان و پادشاه بحرین حمد بن عیسی آل خلیفه، تصمیم اشتباه مشارکت در جنگ علیه ایران را گرفته و باید هزینه آن را بدهند. هدف قرار دادن آنها بخشی از پروژه انتقام است که در شکلگیری موازنه وحشت و ایجاد بازدارندگی موثر خواهد بود. اهداف دیگر هم در مسیر زمان به طورحتم باید دنبال شوند.

نسخهٔ چاپیاین مطلب در صفحهٔ ۱ شمارهٔ ۴۶۸۰ روزنامه منتشر شده است.دیدن این صفحه
مطالب مرتبط
بین الملل
خبر ۰۰:۲۰
تفاهم پوچ
واکنش بقایی به اعتراف ترامپ در خصوص پوچی تعهدات دیپلماتیک آمریکا ترامپ در سخنان اخیر در میتینگ سیاسی خود با تمجید از محاصره دریایی، آتشبس را تفاهمی توصیف…
۱۲۳ بازدید ۳ دقیقه
بین الملل
سرمقاله ۰۰:۲۰
چرا منافع آمریکا، جای توفیقی برای مذاکره نمیگذارد؟
تاریخ گفتگوهای دیپلماتیک تهران و واشنگتن همواره با نوعی بیثمری یا شکست آمیخته بوده است. به شکلی که همیشه این پرسش مطرح میگردد که واقعا دلیل بینتیجهبودن این…
۱۲۶ بازدید ۱ دقیقه
تیتر دو
خبر ۰۰:۲۰
به شاهچراغ(ع) که رسیدم هنوز پر از خون بود
گفتوگو با علی سرو، کارگردان مستند «ترور امنیت»، درباره حمله تروریستی به حرم شاهچراغ وقتی خبر حمله تروریستی به حرم شاهچراغ(ع) رسید، علی سرو بیدرنگ راهی شیراز…
۱۱۸ بازدید ۸ دقیقه
پربازدیدهای هفته
۱
از واریز سود سهام عدالت تا افزایش کالابرگ ۳۰.۹ هزار بازدید · اقتصادی
۲کاهش اثر مکانیسم ماشه بر صنعت ایران؛ از دل محدودیت تا افق استقلال ۱۲.۴ هزار بازدید · اقتصادی
۳دغدغههای صنعت در سال ۱۴۰۴ ۱۰.۵ هزار بازدید · اجتماعی
۴خرید لوازم آشپزخانه ارزان و شیک؛ راهنمای انتخاب وسایل کاربردی ۱۰ هزار بازدید · ریپورتاژ آگهی
۵حکمرانی غیرجنگی در زمان جنگ، وجه دیگر سازش و تسلیم است ۳.۳ هزار بازدید · دانشجویی





دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید