روایتی از بیداری یک ذهن
یادداشت از معصومه راغ – استان گلستان، شهرستان آزادشهر حاج احمد غلامی چگونه مرا با خود آشنا کرد؟ ما اهل قلم و رسانه، گاهی چنان درگیر روزمرگیها میشویم که نزدیکترین نشانههای حقیقت…
یادداشت از معصومه راغ – استان گلستان، شهرستان آزادشهر حاج احمد غلامی چگونه مرا با خود آشنا کرد؟ ما اهل قلم و رسانه، گاهی چنان درگیر روزمرگیها میشویم که نزدیکترین نشانههای حقیقت…
شعر از معصومه راغ – گلستان، آزادشهر عشقی به غیر پرچم ایران نداشتم غیر از خدا به هیچ کس ایمان نداشتم میخواستم دوباره برایش فدا شوم حتی همان زمان که دگر جان…
یادداشت از معصومه راغ – استان گلستان، شهر آزادشهر آقای پزشکیان! رئیسجمهور محترم! یادتان هست در دوران انتخابات چه میگفتید؟ یادتان هست مدام تأکید میکردید که قیمت ارز در اختیار دولت است…
یادداشت از معصومه راغ – استان گلستان، شهر آزادشهر خاطرهای از غلامرضا راغ، جانباز دفاع مقدس هشت سال با کشور عراق درگیر جنگی تحمیلی بودیم جنگی که ما آغازگرش نبودیم اما برای…
یادداشت از معصومه راغ – استان گلستان، شهر آزادشهر چرا امنیت روانی جامعه قربانی سکوت دستگاه قضا میشود؟ اخیراً در فضای مجازی، شاهد پردهدری یکی از همان مهرههایی هستیم که گمان میکنند…
یادداشت از معصومه راغ – استان گلستان شهرستان آزادشهر دویست و خردهای شب است که خیابانها خانهی ما شدهاند، ما نه برای نان، نه برای گرانی و نه برای مصلحتاندیشیهای سیاسی، که…
یادداشت معصومه راغ – استان گلستان، شهر آزادشهر تریبون سازمان ملل را به تریبون انتقام تبدیل کنید آقای پزشکیان! چمدانهایتان را برای سفر به نیویورک میبندید؛ اما حواستان باشد که در این…
به عنوان کسی که سالهاست ریههایش را با عطر بهارنارنجهای این خطه و رطوبت دلچسب جنگلهای هیرکانی پر کرده، خوشحالم که میخواهم تو را به سفری در قلب «نگارستان ایران» ببرم. گلستان…