در ساعات آغازین بامداد شنبه 13 دی 1404 به وقت محلی، کاراکاس و چند نقطه دیگر ونزوئلا شاهد انفجارها و پرواز هواگردهای پایینپرواز بود و دولت ونزوئلا این رخداد را «حمله یا تجاوز نظامی آمریکا» خواند و وضعیت اضطراری اعلام کرد. و ساعاتی بعد، رئیسجمهور آمریکا رسماً اعلام کرد که رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش را «گرفته و از کشور خارج کرده است»؛ عملیاتی که اگر همین روایت رسمی واشنگتن هم ملاک باشد، معنایی جز ربایش رئیس دولت مستقر از خاک یک کشور مستقل ندارد ـ یک «آدمربایی دولتی» با نقاب عملیات، و یک «جنایت سیاسی بیسابقه» علیه حاکمیت ملی. در چنین لحظهای، اگر کسی بخواهد درباره ونزوئلا بنویسد و پای «حقوق کشورها» و «مرزهای حاکمیت» را وسط بکشد، راه درست این است که از خود حادثه عبور نکند و آن را در چارچوب تاریخیاش ببیند: چارچوبی که نام کلاسیکش «دکترین مونرو» است.
دکترین مونرو را رئیسجمهور وقت آمریکا، جیمز مونرو، در ۲ دسامبر ۱۸۲۳ در پیام سالانهاش به کنگره مطرح کرد. حرف رسمیاش ساده بود: اروپا حق ندارد در نیمکره غربی استعمار تازه راه بیندازد یا در امور کشورهای قاره آمریکا دخالت کند و آمریکا هم مدعی بود در جنگها و کشمکشهای اروپا وارد نمیشود. اما همین فرمولِ ظاهراً دفاعی، خیلی زود در عمل به یک ادعای سلطه تبدیل شد: اینکه آمریکای لاتین حوزه نفوذ آمریکاست و مشروعیت حکومتها، امنیت مرزها و حتی تعریف نظم منطقهای باید با رضایت واشنگتن سنجیده شود. بعدتر هم با «ضمیمه روزولت» این نگاه تهاجمیتر شد؛ یعنی آمریکا آشکارتر برای خودش حق مداخله در کشورهای منطقه را صورتبندی کرد. خلاصهاش این است: مونرو اسمش ضد دخالت بود، کارکردش مجوز دخالت شد. و امروز حتی سناتور «لیندسی گراهام» با لحنی پیروزمندانه همین منطق را عریان میکند: «یک کلانتر جدید در شهر آمده است. او به دکترین مونرو جان بخشیده است».
ونزوئلا دقیقاً در امتداد همین عادت قرار گرفته است؛ کشوری که بحرانهای داخلیاش، اکثراً برآمده از تحریم، واقعی است اما آمریکا آن بحرانها را نه صرفاً به مثابه واقعیتهای دردناک یک جامعه، بلکه به عنوان مواد خام یک پرونده سیاسی به کار میگیرد تا فشار و دخالت را «قابل دفاع» نشان دهد. کلیدواژههایی که واشنگتن سالهاست روی آنها بازی میکند ـ «دموکراسی»، «حقوق بشر»، «فساد»، «بحران انسانی»، «مهاجرت»، «امنیت منطقهای» و «مبارزه با جرایم سازمانیافته» ـ به خودی خود مفاهیم محترمیاند، اما وقتی دست یک قدرت بزرگ میافتند، تبدیل میشوند به ابزار؛ ابزار مشروعیتسازی برای تحریم، انزوا، تهدید و وقتی لازم باشد ضربه نظامی. مشکل اصلی اینجاست که آمریکا این مفاهیم را اصل ثابت به کار نمیگیرد؛ آنها را گزینشی و ابزاری مصرف میکند: جایی که دولتها همسو باشند، حساسیتها نرم و قابل معامله میشوند و جایی که دولتها ناسازگار باشند، همان واژهها به چماق اخلاقی تبدیل میشوند.
در پرونده ونزوئلا، «بحران انسانی» و «مهاجرت» از مؤثرترین بهانههاست، چون با احساسات عمومی کار میکند و اجازه میدهد هر اقدام سختی در قاب «دلسوزی برای مردم» نمایش داده شود. اما همینجا تناقض لو میرود: اگر هدف واقعاً کاهش رنج مردم است، چرا ابزارهای منتخب آمریکا معمولاً از نوع ابزارهاییاند که زندگی عادی را هدف میگیرند و جامعه را زیر فشار دائمی میبرند؟ پاسخ در منطق مونرووار نهفته است: مسئله اصلی «رفاه مردم» نیست، مسئله اصلی «قابلیت مهندسی میدان سیاسی» است. فشار باید آنقدر ادامه یابد تا یا دولت فرسوده شود، یا جامعه از درون دوپاره شود، یا مسیر تصمیمگیری ملی به بیرون گره بخورد. سپس همین آشفتگی به عنوان شاهدی تازه عرضه میشود که «دیدید، این کشور نیاز به مداخله دارد». این چرخه، کارخانه تولید بهانه است: بحرانی که با فشار تشدید میشود، بعد همان بحران تبدیل میشود به دلیل فشار بیشتر.
و یک واقعیت کلیدی که آمریکا دوست دارد پشت واژههای زیبا پنهانش کند، «نفت» است. ونزوئلا یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفتی جهان است. مهار منابع با ادبیات امنیت، و مهندسی سیاسی با ادبیات حقوق بشر. آمریکا اگر واقعاً دنبال اصول است، چرا سراغ همان ابزارهای تکراری میرود که هر بار بوی منافع میدهد؟ جواب روشن است: نفت و ژئوپلیتیک در این پرونده فقط یک عامل نیست، زمینه دائمی تصمیمهای واشنگتن است. استعمار همیشه با کشتی و پرچم نمیآید؛ گاهی با تحریم، با بستن مسیرهای پولی و بانکی، با تهدید شرکتها و دولتهای ثالث، با جنگ روایتها و با ضربههای محدود نظامی میآید تا یک کشور را وادار کند مطابق میل قدرت بزرگ رفتار کند.
خوی وحشیگری سیاست خارجی آمریکا دقیقاً در همین ترکیب دیده میشود: زبان ارزشها، اما منطق زور. آمریکا حاکمیت را به شرط اطاعت میپذیرد و استقلال را فقط تا وقتی محترم میشمارد که با نقشه منافع خودش تعارض نداشته باشد. امروز که در کاراکاس صدای انفجار بلند میشود و دولت ونزوئلا انگشت اتهام را به سمت آمریکا میگیرد، بحث فقط یک حادثه نیست؛ بحث زنده بودن همان سنتی است که از مونرو تا امروز امتداد یافته: سنتی که در آن آمریکا خود را قیم طبیعی نیمکره غربی میداند و هر دولت ناسازگار را مسئلهای برای «تصحیح» تلقی میکند. و وقتی همین تصحیح از تحریم و تهدید عبور میکند و به ربایش رئیسجمهور یک کشور و همسرش میرسد، دیگر با هیچ بزک تبلیغاتی نمیشود آن را پنهان کرد: این همان «امپریالیسم عریان» است ـ نه تحلیل، بلکه یورش؛ نه دیپلماسی، بلکه گروگانگیری در مقیاس دولتی.
آمریکا باید به شدیدترین شکل محکوم شود، چون با بهانههای زیبا حق حاکمیت کشورها را مشروط میکند و با ابزارهای سخت و نیمهسخت مسیر تصمیمگیری ملتها را گروگان میگیرد. در چنین جهانی، تجاوز به حقوق کشورها فقط با گلوله تعریف نمیشود؛ هرجا که آمریکا با «دموکراسی» و «حقوق بشر» دهان را شیرین کند اما همزمان با تحریم و تهدید و عملیات، ارادهاش را تحمیل کند، همان تجاوز رخ داده است، حتی اگر در بیانیهها نامش را «حمایت از مردم» بگذارند. و امروز، با همان منطق مونرو و با همان زبان ارزشها، رژیم جنایتکار آمریکا قدمی فراتر گذاشته و در جنایتی کمسابقه، با افتخار از «گرفتن و بردن رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش» سخن میگوید؛ یعنی دقیقاً تبدیل حاکمیت ملی به شکارگاه، و تبدیل دولتها به هدف «آدمربایی». این سطح از وقاحت فقط یک بحران دیپلماتیک نیست؛ اعلان رسمی قانونشکنی است.

نسخهٔ چاپیاین مطلب در صفحهٔ ۱ شمارهٔ ۴۵۷۹ روزنامه منتشر شده است.دیدن این صفحه
ح
نویسندهحسین مجد
نویسنده · ۱۲ مطلب منتشرشده
مطالب مرتبط
بین الملل
خبر ۲۲:۵۳
تفاهم پوچ
واکنش بقایی به اعتراف ترامپ در خصوص پوچی تعهدات دیپلماتیک آمریکا ترامپ در سخنان اخیر در میتینگ سیاسی خود با تمجید از محاصره دریایی، آتشبس را تفاهمی توصیف…
۱۲۳ بازدید ۳ دقیقه
بین الملل
سرمقاله ۲۲:۵۳
چرا منافع آمریکا، جای توفیقی برای مذاکره نمیگذارد؟
تاریخ گفتگوهای دیپلماتیک تهران و واشنگتن همواره با نوعی بیثمری یا شکست آمیخته بوده است. به شکلی که همیشه این پرسش مطرح میگردد که واقعا دلیل بینتیجهبودن این…
۱۲۶ بازدید ۱ دقیقه
تیتر دو
خبر ۲۲:۵۳
به شاهچراغ(ع) که رسیدم هنوز پر از خون بود
گفتوگو با علی سرو، کارگردان مستند «ترور امنیت»، درباره حمله تروریستی به حرم شاهچراغ وقتی خبر حمله تروریستی به حرم شاهچراغ(ع) رسید، علی سرو بیدرنگ راهی شیراز…
۱۱۸ بازدید ۸ دقیقه
پربازدیدهای هفته
۱
از واریز سود سهام عدالت تا افزایش کالابرگ ۳۰.۹ هزار بازدید · اقتصادی
۲کاهش اثر مکانیسم ماشه بر صنعت ایران؛ از دل محدودیت تا افق استقلال ۱۲.۴ هزار بازدید · اقتصادی
۳دغدغههای صنعت در سال ۱۴۰۴ ۱۰.۵ هزار بازدید · اجتماعی
۴خرید لوازم آشپزخانه ارزان و شیک؛ راهنمای انتخاب وسایل کاربردی ۱۰ هزار بازدید · ریپورتاژ آگهی
۵حکمرانی غیرجنگی در زمان جنگ، وجه دیگر سازش و تسلیم است ۳.۳ هزار بازدید · دانشجویی




دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید