بعضیا ظاهراً فکر میکنن آزادی مثل پیتزاست؛ میتونی از اونور دنیا سفارش بدی و چند تا جنگنده بیارن سر میز دم در خونه. نشستن تو استودیوهای شیک آمریکا، روبهروی دوربین با لبخند نسخه جنگ برای وطنت میپیچن…بعد هم اسمشو میذارن “مبارزه برای مردم”. مردمِ کِی؟! مردمی که قراره زیر بمب همون کشوری له بشن که تو ازش حقوق میگیری؟!
هر جای دنیا جنگی شد یکی از همین نجاتدهندههای صادراتی پیدا شد و گفت “باید جهان برای آزادی وارد عمل بشه”، نتیجهاش دود و ویرونی بود. جنگ که تموم شد، همونا تو هتلهای لوس آنجلس و لندن یاد قربانیها افتادن و اشک مصنوعی ریختن. کاش آزادی رو فقط یهبار نفس میکشیدن، لازم نبود اینقدر تقلید کنن.
هیچ دکتری برای درمان مریض، نسخه بمب نمینویسه. تنها کسایی جنگ رو نسخه میدونن، یا از شعلهاش دورن یا از دودی که بلند میشه پول درمیارن. همونایی که وقتی یک کودک ایرانی از زیر آوار در اومد، فریاد “همه ما کم گریه کردیم” سر دادن تا چند هزار لایک بگیرن؛ اما سکوت میکنن درباره دستی که ماشه رو کشیده بود.
نکته جالب اینجاست: هرکس صدای واقعی وطن رو بلندتر فریاد بزنه، میشه “وابسته”، ولی کسی که دعوت به موشک میکنه، میشه “فعال آزادیخواه”! انگار معیار آزادی، فاصله از خاک وطن شده. هر چی دورتر، قهرمانتر. هر چی پرصداتر، پاکتر. ولی واقعیت یه چیز دیگهست: هیچکس نمیتونه از بیرون برای یک ملت، آزادی بمباران کنه.
بعضیها برای شهرت، وطنشون رو روشن کردن تا دودش دیده بشه. بعضیا به هوای لایک جمع کردن، دم از شجاعت میزنن؛ اما شجاعت این نیست که از امنیت پشت مرزها نسخه جنگ بنویسی. شجاعت یعنی وسط همین خاک، با همین مردم، درد رو ببینی و برای درمانش تلاش کنی، نه اینکه نسخه نابودی بنویسی و بگی «آزادی میارزه بهش».
آزادی با بمب نمیآد، با حرف همکارِ سناتور هم نمیآد. تاریخ نشون داده هر ملتی که دستش رو به امید چک واشنگتن دراز کرد، آخرش هم ساکش رو جمع کرد برای کمپ پناهندهها. وطنفروشی اولش شاید جذاب باشه، مثل شعله فشفشهها، ولی آخرش فقط دود میمونه.
و اما اونایی که فکر میکنن با رقص و شعارهای آبکی، میتونن چهره جنگ رو بزک کنن: رقص آزادی نیست، وقتی همراه با طبل جنگه. فریاد حقوق بشر هم نیست، وقتی از دهان حامیان تحریم اقتصادی درمیآد. این فقط یک نمایش تکراریه: بازیگرها عوض شدن، سناریو همونه “نجات مردم با موشک”.
شاید امروز فالوورت زیاد باشه، لایک بالا، خبرگزاریها سراغت بیان و اسمت بره تو ویترین. ولی تاریخ لایک یادش نمیمونه. یادش میمونه چه کسی برای وطن قلم زد و چه کسی برای دلار حرف زد.
چند سال بعد، وقتی هیاهو خوابید، مردم با خودشون خواهند گفت: اون که از آنسوی دنیا آمریکا را به جنگ علیه ایران دعوت میکرد، هیچوقت صدای انفجار رو از نزدیک نشنیده بود. فقط دنبال دیده شدن بود.
و جمله آخر برای اونها که نسخه جنگ میپیچن:
هیچ وطندوستی، برای وطنش آتش نمیخواهد.

نسخهٔ چاپیاین مطلب در صفحهٔ ۱ شمارهٔ ۴۶۸۸ روزنامه منتشر شده است.دیدن این صفحه
ف
نویسندهفریبا کلهر
نویسنده · ۲۳ مطلب منتشرشده
مطالب مرتبط
بین الملل
خبر ۰۰:۳۱
تفاهم پوچ
واکنش بقایی به اعتراف ترامپ در خصوص پوچی تعهدات دیپلماتیک آمریکا ترامپ در سخنان اخیر در میتینگ سیاسی خود با تمجید از محاصره دریایی، آتشبس را تفاهمی توصیف…
۱۲۳ بازدید ۳ دقیقه
بین الملل
سرمقاله ۰۰:۳۱
چرا منافع آمریکا، جای توفیقی برای مذاکره نمیگذارد؟
تاریخ گفتگوهای دیپلماتیک تهران و واشنگتن همواره با نوعی بیثمری یا شکست آمیخته بوده است. به شکلی که همیشه این پرسش مطرح میگردد که واقعا دلیل بینتیجهبودن این…
۱۲۶ بازدید ۱ دقیقه
تیتر دو
خبر ۰۰:۳۱
به شاهچراغ(ع) که رسیدم هنوز پر از خون بود
گفتوگو با علی سرو، کارگردان مستند «ترور امنیت»، درباره حمله تروریستی به حرم شاهچراغ وقتی خبر حمله تروریستی به حرم شاهچراغ(ع) رسید، علی سرو بیدرنگ راهی شیراز…
۱۱۸ بازدید ۸ دقیقه
پربازدیدهای هفته
۱
از واریز سود سهام عدالت تا افزایش کالابرگ ۳۰.۹ هزار بازدید · اقتصادی
۲کاهش اثر مکانیسم ماشه بر صنعت ایران؛ از دل محدودیت تا افق استقلال ۱۲.۴ هزار بازدید · اقتصادی
۳دغدغههای صنعت در سال ۱۴۰۴ ۱۰.۵ هزار بازدید · اجتماعی
۴خرید لوازم آشپزخانه ارزان و شیک؛ راهنمای انتخاب وسایل کاربردی ۱۰ هزار بازدید · ریپورتاژ آگهی
۵حکمرانی غیرجنگی در زمان جنگ، وجه دیگر سازش و تسلیم است ۳.۳ هزار بازدید · دانشجویی




دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید