یادداشت از فائزه عبدی – آذربایجان غربی، ارومیه
مخاطب ممکن است ساعتها در معرض محتوایی قرار بگیرد که خشم، اضطراب و ابتذال و… را به ذهن و روح او تزریق کند و توجهی به پیامد های پس از آن نداشته باشد.
رسانه، تمام نمیشود. یک تصویر میتواند بماند؛ یک جمله و شخصیت در ذهن نقش ببندد، و تکرار مکرر یک روایت میتواند آن را واقعی تلقی کند.
خوراک رسانهای فقط آن چیزی نیست که انتخاب کردهایم ببینیم، گاهی بخشی از آن ناخواسته روزمره به ما تحمیل میشود. تیترهای مجازی، ویدئوها، اخبار، گفتوگوها، فیلم و سریالها و حتی تصاویر تبلیغاتی که در خیابان میبینیم، بخشی از آن هستند.
محتوایی که روزانه میبینیم، میتواند به تدریج سلیقه و سبک زندگی مارا تربیت کند. آنچه مکررا مقابل چشم قرار میگیرد، کمکم از امر استثنایی به امر آشنا و از امر آشنا به امر عادی تبدیل میشود.
انسان امروز تصور میکند آزادانه میان گزینهها انتخاب میکند، اما این انتخاب ها، توسط پلتفرمها و الگوریتمها احاطه شدهاند و ذائقه رسانهای ما، در اثر تکرار برایمان ساخته میشود.
این تفاوت را میتوان در فیلم و سریال نیز دید که مخاطب نه به دلیل کیفیت یک اثر، بلکه به دلیل آشنایی با الگوی آن، با آن ارتباط برقرار میکند. شخصیتها تکراری و موقعیتها آشنا هستند، اما همچنان مصرف میشوند؛ چون رسانه پیشتر ذائقهای ساخته که چنین محتوایی را طلب میکند.
البته قرار نیست هر محتوای ساده یا سرگرمکنندهای را بیارزش بدانیم. سرگرمی بخشی از زندگی است و هنر قرار نیست همیشه درس اخلاق باشد. مسئله این است که مخاطب بداند چرا یک اثر را میبیند و چه چیزی از آن دریافت میکند.
یک فیلم میتواند صرفاً چند ساعت سرگرممان کند؛ اما میتواند همزمان تصویری از عشق، خانواده، موفقیت، شکست، جامعه یا تاریخ نیز به ما عرضه کند. ممکن است این تصویر دقیق باشد، ممکن است ناقص باشد و اساساً با واقعیت فاصله داشته باشد. اما اگر مخاطب صرفاً به دلیل جذابیت اثر، همه آنچه را میبیند بیواسطه بپذیرد، دیگر مرزی میان سرگرمی و اثرگذاری باقی نمیماند.
نقد، فیلتر خوراک رسانهای است؛ هر فیلم جذابی الزاماً اثر ارزشمندی نیست. جذابیت میتواند در خدمت محتوا باشد، و همچنان میتواند ضعف محتوا را هم پنهان کند. فروش بالا بهتنهایی دلیل بر کیفیت اثر هنری نیست.
هنر حق تخیل دارد؛ اما مخاطب نیز باید بداند با تخیل مواجه است یا با ادعای بازنمایی واقعیت.
خوراک رسانهای مربوط به سلیقه شخصی نیست بلکه ارتباط مستقیم با کیفیت فضای فکری جامعه دارد. جامعهای که بخش قابل توجهی از دانستههای خود را از طریق تصویر و روایت دریافت میکند، نمیتواند نسبت به کیفیت این تصاویر بیتفاوت باشد.





دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید