داستان از رنسانس شروع شد. از جایی که برخی متفکران این دوران معتقد شدند که برای محدود کردن هواهای نفسانی ویرانگر آدمی دیگر نمیتوان بر دین و اخلاق تکیه کرد، بلکه باید به شیوههای جدیدی متوسل شد. یکی از این شیوه های جدید که به یکی از پایه های تمدن مدرن غرب تبدیل شد، کنترل هواهای نفسانی با هواهای نفسانی بود. برای مثال پاسکال با پیشدستی بر دست نامرئی آدام اسمیت، به نفع عظمت انسان چنین استدلال میکند که آدمی شهوت را چنان سامان میدهد که ترتیبی ستودنی و نظمی بسیار زیبا ثمر دهد. و یا ماندویل ایده ای را مطرح می کند که دو قرن بعد توسط فردریش هایک مبنای نظم خودجوش و اقتصاد بازار آزاد قرار می گیرد: «رذایل فردی دارای فواید عمومی هستند.»
این متفکران، فساد کلیسا را به معنای ناکارآمدی دین و مواعظ اخلاقی قلمداد کردند و جنگ های مذهبی را دلیلی بر خشونت دین و معتقدان به دین دانستند. اما نمی دانستند که تمدن سکولاری که آنان در حال پی ریزی اش بودند، بزرگترین و خشن ترین جنگ های تاریخ بشر را پدید خواهد آورد و به شنیع ترین مفاسد منتهی خواهد شد. ویکو، فیلسوف ایتالیایی عصر روشنگری، معتقد بود قوانین سکولار با استفاده از درندهخویی و مالاندوزی و جاهطلبی، سه رذیلتی که در نوع بشر وجود دارد، نیروی نظامی، تجار و طبقه حاکم را بوجود میآورد و از این طریق موجبات قدرت و ثروت و حکمت جمهوریها را فراهم میآورد. قانونگذاری با استفاده از این سه رذیلت بزرگ، که قطعاً میتوانست آدمی را در کره خاکی نابود سازد، خوشبختی مدنی را فراهم میکند.
اما بعد از گذشت چند قرن، هیچ خبری از خوشبختی مدنی نیست. رذایل فردی ماندویل، هیچگونه فایده اجتماعی در بر نداشت. پرونده اپستین، شاهدی روشن بر این مطلب است. شاخص ترین شخصیت های سیاسی، اقتصادی و تکنولوژیک تمدن غرب در حال حاضر، از ترامپ گرفته تا ایلان ماسک و بیل گیتس، مرتکب شنیع ترین جرایم جنسی شده اند. همانگونه که خشن ترین و مرگبارترین جنگ ها را به راه انداخته اند. این تباهی تمدنی در همان جدایی سیاست و اقتصاد از دین و اخلاق ریشه دارد.
این توحش جنسی، اقتصادی، نظامی و سیاسی تمدن غربی را می توان سکولاریسم داعشی این تمدن دانست. تمدن غربی تمام تلاش خود را می کند تا فساد و خشونت را از ویژگی های حکومت های دینی معرفی کند و این در حالی است که همین آشوب های اخیر به روشنی نشان داد که افرادی که ضدیت با دین دارند، چه جنایات فجیعی را مرتکب می شوند.
جاهلیت مدرن تمدن غربی، زنجیره به هم پیوسته ای از توحش ها است. توحش اقتصادی اش به غارت منابع و ایجاد نابرابری و شکاف عمیق در جهان و درون جوامع منتهی می شود، و مقدمه سیاست های استعماری است. توحش سیاسی و نظامی اش نیز به کمک غارت اقتصادی اش می آید. همه این ها ریشه در زوال اخلاقی و دینی دارد و پرونده اپستین، سند مهمی از افول یک تمدن است که بر پایه طمع، شهوت، جاه طلبی و مال اندوزی استوار شده است.

نسخهٔ چاپیاین مطلب در صفحهٔ ۱ شمارهٔ ۴۶۰۲ روزنامه منتشر شده است.دیدن این صفحه
م
نویسندهمحمدرضا طاهری
نویسنده · ۱۲۳ مطلب منتشرشده
مطالب مرتبط
بین الملل
خبر ۲۲:۵۵
تفاهم پوچ
واکنش بقایی به اعتراف ترامپ در خصوص پوچی تعهدات دیپلماتیک آمریکا ترامپ در سخنان اخیر در میتینگ سیاسی خود با تمجید از محاصره دریایی، آتشبس را تفاهمی توصیف…
۱۲۳ بازدید ۳ دقیقه
بین الملل
سرمقاله ۲۲:۵۵
چرا منافع آمریکا، جای توفیقی برای مذاکره نمیگذارد؟
تاریخ گفتگوهای دیپلماتیک تهران و واشنگتن همواره با نوعی بیثمری یا شکست آمیخته بوده است. به شکلی که همیشه این پرسش مطرح میگردد که واقعا دلیل بینتیجهبودن این…
۱۲۶ بازدید ۱ دقیقه
تیتر دو
خبر ۲۲:۵۵
به شاهچراغ(ع) که رسیدم هنوز پر از خون بود
گفتوگو با علی سرو، کارگردان مستند «ترور امنیت»، درباره حمله تروریستی به حرم شاهچراغ وقتی خبر حمله تروریستی به حرم شاهچراغ(ع) رسید، علی سرو بیدرنگ راهی شیراز…
۱۱۸ بازدید ۸ دقیقه
پربازدیدهای هفته
۱
از واریز سود سهام عدالت تا افزایش کالابرگ ۳۰.۹ هزار بازدید · اقتصادی
۲کاهش اثر مکانیسم ماشه بر صنعت ایران؛ از دل محدودیت تا افق استقلال ۱۲.۴ هزار بازدید · اقتصادی
۳دغدغههای صنعت در سال ۱۴۰۴ ۱۰.۵ هزار بازدید · اجتماعی
۴خرید لوازم آشپزخانه ارزان و شیک؛ راهنمای انتخاب وسایل کاربردی ۱۰ هزار بازدید · ریپورتاژ آگهی
۵حکمرانی غیرجنگی در زمان جنگ، وجه دیگر سازش و تسلیم است ۳.۳ هزار بازدید · دانشجویی




دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید