اگر بخواهم ماجرا را روایت کنم، باید به سال ۱۲۳۵ هجری قمری بازگردم؛ روزی که ایران تقسیم شد، قلب مردم پارهپاره گشت و همگان در حیرت فرو رفتند؛ روزی که افغانستان رسماً از خاک ایران جدا شد.
اما از آنجا که شرح آن ماجرا به درازا میکشد، ناچار از آن روزها میگذرم و به سال ۱۳۵۹ هجری شمسی میرسم؛ زمانی که عراق با حمایت چندین کشور به ایران عزیزمان حمله کرد. در سال ۱۳۶۴، «تیپ ابوذر» متشکل از مردم مجاهد و شهادتطلب افغانستان تشکیل شد؛ همانانی که به گفته خودشان، «خویش را فرزندان امام خمینی (ره) میدانستند» و برای دفاع از اسلام و پیروی از ولیفقیه زمان، به جبهه حق علیه باطل پیوستند.
روایت این تیپ و دو هزار شهید افغانستانی در تاریخ هشتساله دفاع مقدس، همچنان مهجور مانده است؛ اما ماجرا به اینجا ختم نمیشود، چراکه مردم افغانستان ولایتمدار، باغیرت و حسینی هستند. همانهایی که در تیپ ابوذر جانفشانی کردند، نسل و ذریه پاکشان را چنان تربیت نمودند که شنیدن نام اسارت دوباره حضرت زینب کبری (س)، رگ غیرتشان را به جوش آورد.
خلاصه آنکه «لشکر فاطمیون» با پرچمهای زردشان، هم مدافع حرم زینبی شدند و هم مدافع حریم ایران. با شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی، داغ دل دختران شهدای افغانستانی تازه شد؛ چراکه احساس میکردند دوباره یتیم شدهاند. سالها گذشت و مادران شهدای فاطمیون، صبر زینبی و جانفشانی زهرایی در راه ولایت را به شایستهترین شکل به فعلیت رساندند.
هنگامی که رژیم، جنگ تحمیلیِ دوازدهروزه را آغاز کرد، تعداد معدودی از خائنان افغانستانی اقداماتی علیه مردم و مملکت ما انجام دادند؛ متأسفانه دشمن نیز با جنگ ترکیبی خود از این مسئله سوءاستفاده کرد تا میان دو ملت ایران و افغانستان بذر کینه بکارد. اما مردم غیور و بامعرفت هر دو کشور، از یاد نبردند که ریشهای مشترک دارند. پس دست در دست هم، هر کسی را که امنیت مردم را به خطر میانداخت چه ایرانی و چه افغانستانی به قانون سپردند.
همدلی، همزبانی و همراهی ایرانیان و افغانستانیها در موقعیتهای حساس به جایی رسید که پنجشنبه، چهاردهم اسفندماه ۱۴۰۴، در صحن ایوان آیینه حضرت فاطمه معصومه (س)، همگی دوشادوش یکدیگر علم عزای شهادت رهبر امت اسلامی را اقامه کردند. آن زمان که شهدای ایرانی و افغانستانیِ «جنگ رمضان» در کنار هم بر دوش مردم تشییع میشدند، سایه گنبد طلایی کریمه اهلبیت (س) بر پرچمهای سرخ انتقام، پرچمهای سیاه عزاداری، پرچمهای زرد فاطمیون و پرچمهای ملی ایران و افغانستان خودنمایی میکرد. این یعنی همه ما با توکل و توسل به اولیاءالله، متحدانه ایستادگی میکنیم تا پرچم «لا اله الا الله» را بر افق عالم برافرازیم.

نسخهٔ چاپیاین مطلب در صفحهٔ ۴ شمارهٔ ۴۶۳۳ روزنامه منتشر شده است.دیدن این صفحه
ب
نویسندهبشری دیانی
نویسنده · ۳ مطلب منتشرشده
مطالب مرتبط
بین الملل
خبر ۱۶:۴۵
تفاهم پوچ
واکنش بقایی به اعتراف ترامپ در خصوص پوچی تعهدات دیپلماتیک آمریکا ترامپ در سخنان اخیر در میتینگ سیاسی خود با تمجید از محاصره دریایی، آتشبس را تفاهمی توصیف…
۱۲۴ بازدید ۳ دقیقه
بین الملل
سرمقاله ۱۶:۴۵
چرا منافع آمریکا، جای توفیقی برای مذاکره نمیگذارد؟
تاریخ گفتگوهای دیپلماتیک تهران و واشنگتن همواره با نوعی بیثمری یا شکست آمیخته بوده است. به شکلی که همیشه این پرسش مطرح میگردد که واقعا دلیل بینتیجهبودن این…
۱۲۷ بازدید ۱ دقیقه
تیتر دو
خبر ۱۶:۴۵
به شاهچراغ(ع) که رسیدم هنوز پر از خون بود
گفتوگو با علی سرو، کارگردان مستند «ترور امنیت»، درباره حمله تروریستی به حرم شاهچراغ وقتی خبر حمله تروریستی به حرم شاهچراغ(ع) رسید، علی سرو بیدرنگ راهی شیراز…
۱۱۹ بازدید ۸ دقیقه
پربازدیدهای هفته
۱
از واریز سود سهام عدالت تا افزایش کالابرگ ۳۰.۹ هزار بازدید · اقتصادی
۲کاهش اثر مکانیسم ماشه بر صنعت ایران؛ از دل محدودیت تا افق استقلال ۱۲.۴ هزار بازدید · اقتصادی
۳دغدغههای صنعت در سال ۱۴۰۴ ۱۰.۵ هزار بازدید · اجتماعی
۴خرید لوازم آشپزخانه ارزان و شیک؛ راهنمای انتخاب وسایل کاربردی ۱۰ هزار بازدید · ریپورتاژ آگهی
۵حکمرانی غیرجنگی در زمان جنگ، وجه دیگر سازش و تسلیم است ۳.۳ هزار بازدید · دانشجویی




دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید